|
سکوت زیباست
اخلاقی - اجتماعی
|
اللهم صلی علی محمد وآل محمد
[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 18:36 ] [ جلیل چرمی ]
[ ]
به قول اقای الهی قمشه ای باید برای ارتقا پیدا کردن نوروزی به وجود بیاوریم و این فقط با نزدیک شدن به او به دست می آید:
نزدیک یعنی : ۱) نزد : مخفف: نیکویی ، زیبایی ، دانایی. ۲) یک : خداوند . یعنی : باید با نیکویی و زیبایی و دانایی به خدا نزدیک شد. حال سوال این است که با این ابزار چگونه خدارا پیدا کنیم ؟ ما خدا را پیدا نمی کنیم بلکه او را در میان خود جریان می دهیم ، این گونه که با نوروز دل هامان را پاک می کنیم و خدا در دل ما قدم می گذارد و بعد در دل شما و بعد در دل دیگری و ... . این گونه خداوندبین ما جریان پیدا می کند.به همین خاطر ما در ایام نوروز به دیدار هم می رویم تا دل هامان نزدیک شده و خداوند از قلب ما به قلب دیگری قدم بگذارد و آن موقع خداوند دربین ما است و نوروز یعنی جریان دادن خداوند بین مردم. جلیل چرمی نوروز سال ۹۱ [ چهارشنبه دوم فروردین 1391 ] [ 19:30 ] [ جلیل چرمی ]
[ ]
داستانی که امروز برایتان خواهم نوشت داستانی است از زندگی یک عینک که شخصیت اصلی داستان است روایت می شود .
سلام ، اجازه بدهید خود را معرفی کنم ، واقعا من نمی دانم نامم چیست ولی انسان ها مرا عینک می خوانند انان مرا بر چشمهاشان قرار می دهند تا بهتر ببینند آن ها می گویند با قراردادن من بر چشمهاشان می توانند دنیا را بهتر ببینند.ولی من از این که در کنار بعضی از شما هستم ناراحت می باشم نمی دانم شماها چرا کنار من دزدی می کنید؟ به همدیگر دروغ می گویید ؟ پشت هم را خالی می کنید مگر همه ی شما ها انسان نیستید مگر همه ی شما ها در این اشتراک ندارید که من را عینک می خوانید، مگر همه ی شما ها از یک گوهر نیستید؟ اگر شما با هم متفاوت هستید چرا همه تان از من به یک نحو استفاده می کنید، اگرمن باعث بهتر دیدن شما می شوم چگونه در کنار من به کارهای زشت می پردازید؟؟؟ تازگی ها مشکل من مضاعف شده است دشمنی پیدا کرده ام که جای مرا در صورت های شما تنگ کرده است شما آن را در صورت های خود می کشید و با آن دست به کارهایی بسیار زشت تری می زنید ودیگران هم که فکر می کنند شما نیز انسان هستید.خواهش می کنم دست از این صورتک هاو نقاب ها بردارید و مرا برگزینید من نماد بصیرت و آگاهی در شما هستم ، نمره ی عینکتان را بالا ببرید تا بتوانم به شما این صورتک ها را نشان دهم. بزرگ ترین درد جامعه بشریت و انسان ها نداشتنم من است.
نوشته شده توسط جلیل چرمی زمستان 90
[ یکشنبه شانزدهم بهمن 1390 ] [ 23:37 ] [ جلیل چرمی ]
[ ]
امروز در رابطه با مشهور بودن ویا سرشناس بودن بحث می کنیم. کسی که مشهور است بیش تر به خاطر چیزی خاصی که دارد مشهور خواهد بود شاید به خاطر قد بزرگ یا اندام زیبا یا صورت خرم یا ... ولی کسی که سرشناس است به خاطر تلاش وتوانایی هایی که در مدت زندگی خود به دست آورده سرشناس شده و برای این سرشناسیت عمر خود را در آن گذرانده و حال آن که مشهور بودن مقطعی و در مدت کوتاهی به دست می اید. ما انسان ها از افراد مشهور امضا می گیریم ولیدر رابطه با افراد سرشناس لینک فکری آن ها را دنبال می کنیم . انسان های مشهور همیشه به دنبال متفاوت بودن می گردند حال آن که انسان های سرشناس به دنبال مهم بودن هستند. ولی در این میان باز حق را به افراد مشهور می دهند و افراد سرشناس همیشه برای افراد محدودی که خواستار نیاز های واقعی هستند می مانند. جلیل چرمی بهمن ماه 90 [ یکشنبه هشتم آبان 1390 ] [ 21:28 ] [ جلیل چرمی ]
[ ]
مهم نیست که اهل کجاییم چه مذهبی داریم چه ارزش های متفاوتی داریم یک چیز بین همه ی ما مشترک است و آن کمک کردن به همنوع بدون توقع است.احساس پدرانی که به سبب لطیف بودن درایت درست و نجابت فکری حاصل می شود.آن قدر این کار را ادامه دهید که به مسیری از زندگی برسید که به آن محبت می گویند ودر آن شما هدایت می شوید و تبدیل به ایینه خواهید شد ، افراد با دیدن شما در واقع خودشان را می بینند و این به شما بستگی دارد که چه قدر زلال باشید تا آن ها بتوانند اشتباهات ، زیبایی ها ، ارزش های خود را در آن بیابند،شما دیگران را به خوبی ها دعوت می کنید بدون آنکه با آن ها سخنی بگویید شما فقط یک ایینه خواهید بود که نگاهی از خداوند رادر زمین تجلی می دهید. شما با نگاهتان با رفتارتان در مردم تاثیر خوب خواهید گذاشت،ازجمله از کسانی که در این راه موفق بودند پیامبر اسلام،مادر ترزا و ... بودند.
باید بگویم که هر چه قدر بزرگ تر می شوم شرایط سخت تر می شود ما نیازمند کسی هستیم که ما را سرپرستی کند و دقیقا از همین جاست که به مفهوم انتظار می رسیم. ما چه کار کرده ایم ، که مانده ایم، بی سرپرست؟ ایت ال.. بهجت [ یکشنبه بیست و ششم تیر 1390 ] [ 22:28 ] [ جلیل چرمی ]
[ ]
ما به مکانی می رویم که در آن جا پر از محبت است پادشاهی همچون فاطمه دارد سلطان محبت است به سرزمینی که لبخند در آن معنای سلام و گل در آن رنگین تر از رنگین کمان است.اخر هدف هر انسانی تجربه ی محبت است . وقتی محبت به کمال برسد همه من به او تبدیل می شود.
در عالم معنا صدایی می شنیدم که می گفت عشق من بیا،نمیدانم آن صدا از جانب من بود یا از جانب خداوند شعر آب از ابتدای جهان آب با ما بوده است آب و گل را به هم آمیختند کز وجودشان ما را ساختند اول اب با آ می شود بعد آن ب همراه می شود آکه یعنی افریده است ما را ب هم که یعنی که ما به او بد کرده ایم گل همان گل ما زنا فرمانی او ز گل اب را کنار ما آوردند ز بدی ها به افریدگار پناه بردیم پس به این خاطر این مهارت را امید نامیدیم. [ پنجشنبه پنجم خرداد 1390 ] [ 2:3 ] [ جلیل چرمی ]
[ ]
الهی قمشه ای در رابطه با سکوت می گوید که:
به لینک زیر بروید: [ شنبه بیست و یکم اسفند 1389 ] [ 16:26 ] [ جلیل چرمی ]
[ ]
سخت ترین سخت گیری برای دوستانتان این است که آن ها را از محبت خود سلب کنید.
[ شنبه هشتم آبان 1389 ] [ 20:33 ] [ جلیل چرمی ]
[ ]
كوله پشتياش را برداشت و راه افتاد. رفت كه دنبال خدا بگردد و گفت: تا كولهام از خدا پر نشود برنخواهم گشت. ادامه مطلب [ چهارشنبه دهم شهریور 1389 ] [ 12:46 ] [ جلیل چرمی ]
[ ]
من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که قبل از هر فریاد بلندی لازم است.سیدلیلا شریفی (زن داداش)
خلیل چرمی : وقتی سکوت خدا را در برابر راز و نیازت دیدی،نگو خدا با من قهر است ، او به تمام کائنات فرمان سکوت داده تا تو حرفت را بزنی،پس حرف دلت را بگو. حاج اکبر موسوی : یادها فراموش نخواهند شد،حتی به اجبار دوستی ها خواهند ماند،حتی با سکوت. حسین سلطانی : این روزها از آن خودمان است ، باید بنشینیم و بلند بلند ، سکوت حرف هایمان را بشنویم.
خانم رزاقی : سکوت بی بهانه ترین صدای مهر است. معلم ادبیاتمان : حقیقت چیزی است که ما فکر می کنیم ولی واقعیت چیزی است که هست. ناشناس : گاهی برای فهمیدن باید سه کار کرد : دقت دقت دقت محمد لطفی زاد: قدرت یک تصمیم به شدت آن نیست ، به تداوم آن است. راز عشق (مهسا): سکوت و فغان از درد که هر چه کرد او کرد.سکوت کن، شايد از سکوتت همه بفهمند که چه قدر درد و رنج در وجودت انباشته ای. فرياد، دردت را دوا نمیکند. [ دوشنبه هشتم شهریور 1389 ] [ 23:42 ] [ جلیل چرمی ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |